تبلیغات
بانک اطلاعات شهر خرم آباد - اهالی خرم‌آباد هر كجای دنیا كه باشند، ایام محرم یاد وطن افتاده و اكثراً خود را در این ایام به زادگاهشان می‌رسانند، حتا آن‌ها كه خارج از كشور هستند!


درباره سایت:


بایگانی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

اهالی خرم‌آباد هر كجای دنیا كه باشند، ایام محرم یاد وطن افتاده و اكثراً خود را در این ایام به زادگاهشان می‌رسانند، حتا آن‌ها كه خارج از كشور هستند!

نوشته شده توسط:وحید آقابیگی
شنبه 4 دی 1389-04:58 ب.ظ

در خرم‌آباد كم‌تر كسی هست كه با فرا رسیدن ایام محرم یادی از مرحوم حاج حبیب نیك‌نام نکند. كسی كه یك عمر به عشق ائمه اطهار مداحی نمود و سبكی منحصر به فرد در این زمینه داشت. من نیز از دوران كودكی با نوای عاشورایی وی با محرم انس گرفتم. در این چند سطر، تلاش می‌كنم تا یادی از حاج حبیب نموده و ادای دینی نسبت به وی داشته باشم:

حبیب فرزند مرحوم رحیم و زهرا در سال 1293 در خرم‌آباد به دنیا آمد. پدرش رحیم، فرزند مرحوم كربلایی رحمان بروجردی و زربانو خانم بود كه در دوران جوانی درگذشت. مادرش زهرا دختر مشهدی نصیر و جواهرخانم بود كه پس از مرگ شوهر، حبیب را به یاری عموهایش «حاج كریم نیك‌نام و حاج مجید قنادی» تربیت نمود.

حبیب از دوران كودكی در مكتب‌خانه‌ی ملا مرادعلی و ملا علی‌رضا [زاهدی] خواندن و نوشتن را آموخت.

به گفته‌ی خودش: «شب جمعه(پنج‌شنبه شب) ملای مكتب‌خانه كه اذعان می‌داشت صدای او خوب است، از حبیب می‌خواست تا نوحه بخواند و كودكان دیگر سینه بزنند و جواب دهند». یك روز معتمدین دسته‌ها به منزل عموهایم آمدند و گفتند:«این بچه را بفرستید برای دستجات عزاداری نوحه بخواند». عموهایم گفتند: «طفل یتیمی است و پدر ندارد. ما نمی‌توانیم! مگر به این شرط كه او را صحیح و سالم به رسم امانت ببرید و بیاورید». در سن 12 سالگی بعضی عزاداران مرا به دوش گرفته و نوحه‌خوانی را شروع كردم

حاج حبیب كار مداحی را ابتدا با هیأت عزاداران حسینی «درب دلاكان» آغاز نمود، اما به دلیل اختلافاتی كه پیش آمد، بعدها مداح دسته‌ی رقیب یعنی هیأت عزاداران پشت‌بازار شد.

وی در مورد خاطرات آن دوره گفته است:

دو خاطره از منزل حاج شیخ عبدالرحمان لرستانی پشت مسجد آراسته فعلی دارم: من 13 یا 14 ساله بودم و می‌خواستم همراه دسته داخل منزل ایشان شوم. تیمسار افشار جلوی در بود. به سر دسته‌ی ما مرحوم قمری گفت: سپهبد [امیراحمدی] این‌جاست. از آن جایی كه خیلی هیبت داشت لرزه بر اندامم افتاد و ترسیدم! آقای قمری به من گفت: نترس! او هم آدمی مثل ماست. رویت را برنگردان و داخل شو! ما داخل شدیم، حاج شیخ عبدالرحمان لرستانی هم نشسته بود. شروع به خواندن شعر جدیدی كردم... خاطره‌ی دوم از منزل شیخ عبدالرحمان این است كه به منزل ایشان برای نوحه‌خوانی دعوت شدم. سپهبد امیراحمدی با شنل آب آن جا بود. خیلی می‌ترسیدم و پاهایم می‌لرزید! بر دوش مردم بودم. موقعی كه نوحه می‌خواندم، خون‌دماغ شدم. مقداری برف‌یخ(قدیم برف و یخ را از كوه‌ها می‌بریدند) روی سرم گذاشتند و نتوانستم نوحه بخوانم و مرحوم حاج شیخ عبدالرحمان شروع به نوحه‌خوانی كرد و مراسم را ادامه داد

شعرهایی كه حاج‌ حبیب در ایام عاشورا می‌خواند، اكثراً سروده‌ی شعرای خوش‌ذوق خرم‌آباد بودند. با مساعدت یكی از دوستان، چند نسخه‌ی قدیمی با دست‌خط شعرا مربوط به دهه‌های 20 و 30 را مشاهده نمودم. سید احمد حبیبی، سید ابوطالب طاهری، شیخ عبدالرحمان لرستانی، شیخ جعفر صابر(عطار)، شیخ روح‌الله استغفاری(واصل)، محمد سامانی، محمدجواد منصوری، دكتر علی‌اصغر مجیدی، صامت بروجردی، پناهی و ... از كسانی بودند كه حاج حبیب سروده‌های آن‌ها را ایام عاشورا برای ما و شما می‌خواند. تصویر زیر مربوط به یكی از نوحه‌های قرائت شده‌ی حاج حبیب با دست‌خط مرحوم شیخ روح‌الله استغفاری متخلص به واصل است:

حاج حبیب از جمله معتمدین و بزرگان خرم‌آباد به شمار می‌رفت كه در دهه‌ی ۳۰ تا ۵۰ به دفعات عضو انجمن شهر خرم‌آباد بود. وی در سال 1381 با هزینه‌ی شخصی حسینه‌ای با نام حبیب‌ ابن مظاهر در چهار راه بانك خرم‌آباد ساخت كه پس از وفاتش به تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۲ در قسمت غربی همین حسینیه به خاك سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.



تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 دی 1389 09:34 ب.ظ